کد QR مطلبدریافت صفحه با کد QR

اقتصاد جهان بهای نقض توافق اسلام آباد را می‌پردازد؟

21 تير 1405 ساعت 11:32

نقض بندهای متعدد از یادداشت تفاهم اسلام آباد از سوی آمریکا و تصمیم ایران برای توقف تردد کشتی ها از تنگه هرمز فقط پایان یک توافق سیاسی نیست؛ بلکه رویدادی است که می‌تواند بار دیگر «ریسک ژئوپلیتیکی» را به یکی از مهم‌ترین متغیرهای اثرگذار بر اقتصاد جهان تبدیل کند.


به گزارش کارآفرينان نيوز کمتر از یک ماه پس از آنکه تفاهم میان ایران و آمریکا به کاهش نسبی تنش‌های نظامی در منطقه و ایجاد امید برای بازگشت دیپلماسی انجامید، اظهارات دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا مبنی بر پایان یافتن تفاهم و حمله ارتش تروریستی این کشور به مناطقی از خاک کشورمان آن هم در سه مرحله، بار دیگر معادلات سیاسی و اقتصادی منطقه را وارد شرایط جدید کرد. اگرچه هنوز ابعاد این ماجراجویی جدید برای ناظران سیاسی و نظامی روشن نیست اما از نگاه اقتصاددانان و فعالان بازار، بازگشت «نااطمینانی» به منطقه، خود می‌تواند به اندازه یک بحران امنیتی، آثار اقتصادی قابل توجهی به همراه داشته باشد.
بازارهای مالی جهان همواره نسبت به تحولات ژئوپلیتیکی واکنشی سریع‌تر از دولت‌ها نشان می‌دهند. سرمایه‌گذاران پیش از آنکه منتظر تصمیمات رسمی بمانند، ریسک‌های احتمالی آینده را در قیمت دارایی‌ها منعکس می‌کنند. به همین دلیل نیز تنها ساعاتی پس از انتشار اظهارات رئیس‌جمهور آمریکا درباره پایان تفاهم، نگاه معامله‌گران بار دیگر به خلیج فارس، تنگه هرمز و بازار جهانی انرژی معطوف شد؛ مناطقی که طی دهه‌های گذشته هر بار با افزایش تنش‌های سیاسی، به مهم‌ترین کانون نگرانی اقتصاد جهانی تبدیل شده‌اند.
البته در سه ماه گذشته، اگرچه اختلافات تهران و واشنگتن به‌طور کامل پایان نیافته بود، اما وجود یک تفاهم نسبی باعث شده بود بخشی از ریسک‌های ژئوپلیتیکی از بازارها حذف شود. همین موضوع به ثبات نسبی قیمت نفت، کاهش نگرانی فعالان اقتصادی و آرام‌تر شدن بازارهای مالی کمک کرده بود. اکنون اما با زیر سؤال رفتن این تفاهم، شرایط بار دیگر تغییر کرده است.
چرا بازارها بیش از سیاستمداران نگران هستند؟
اقتصاد جهانی بیش از هر زمان دیگری به جریان آزاد انرژی وابسته است. اگرچه طی سال‌های اخیر بسیاری از کشورها تلاش کرده‌اند وابستگی خود را به نفت کاهش دهند، اما هنوز هم نفت و گاز، ستون اصلی اقتصاد جهان به شمار می‌روند. هرگونه تهدید علیه مسیرهای انتقال انرژی، بلافاصله خود را در قیمت نفت، هزینه حمل‌ونقل، نرخ بیمه، بازار سهام و حتی نرخ تورم کشورها نشان می‌دهد.
از این منظر، پایان تفاهم میان ایران و آمریکا صرفاً یک اختلاف سیاسی نیست؛ بلکه پیامی است که می‌تواند انتظارات فعالان اقتصادی را تغییر دهد زیرا تجربه اقتصاد نشان داده است که بازارها بیش از وقوع جنگ، از احتمال وقوع جنگ و طولانی شدن نااطمینانی آسیب می‌بینند. سرمایه‌گذار زمانی که آینده را مبهم ببیند، پروژه‌های جدید را متوقف می‌کند، بانک‌ها در اعطای تسهیلات محتاط‌تر می‌شوند و شرکت‌های بین‌المللی نیز تصمیمات سرمایه‌گذاری خود را به تعویق می‌اندازند. به همین دلیل است که بسیاری از تحلیلگران معتقدند اگرچه پایان تفاهم الزاماً به معنای آغاز درگیری نظامی نیست، اما می‌تواند موج جدیدی از نااطمینانی را به اقتصاد جهانی تزریق کند؛ موجی که آثار آن به‌مراتب گسترده‌تر از مرزهای ایران و آمریکا خواهد بود.
آیا اقتصاد جهان بهای شکست توافق اسلام آباد را می‌پردازد؟
تنگه هرمز؛ قلب تپنده بازار انرژی
در میان همه متغیرهای اقتصادی، شاید هیچ موضوعی به اندازه امنیت تنگه هرمز مورد توجه بازارهای جهانی نباشد. این آبراه راهبردی، محل عبور بخش قابل توجهی از نفت خام و گاز طبیعی مایع جهان است و هرگونه اختلال در امنیت آن، مستقیماً بر بازار انرژی اثر می‌گذارد؛ از این رو روزنامه واشنگتن‌پست در گزارشی با بررسی تحولات اخیر، تنگه هرمز را همچنان محور اصلی بحران توصیف کرده و نوشته است که هرگونه ناامنی در این مسیر می‌تواند بازار جهانی انرژی را با شوک تازه‌ای مواجه کند. به نوشته این روزنامه، هم‌زمان با تشدید تنش‌ها، قیمت نفت برنت بیش از پنج درصد افزایش یافت و نگرانی‌ها درباره اختلال در عرضه انرژی بار دیگر شدت گرفت.
این روزنامه همچنین به هشدار دبیرکل سازمان بین‌المللی دریانوردی اشاره کرده است؛ هشداری که در آن از شرکت‌های کشتیرانی خواسته شده تا زمانی که امنیت عبور از تنگه هرمز تضمین نشده، با احتیاط بیشتری در این مسیر تردد کنند. هرچند هنوز شاهد توقف گسترده حمل‌ونقل دریایی نیستیم، اما همین هشدارها معمولاً برای افزایش نرخ بیمه کشتی‌ها و بالا رفتن هزینه حمل کالا کافی است.
در اقتصاد جهانی، هزینه حمل‌ونقل تنها یک عدد در صورت‌حساب شرکت‌های کشتیرانی نیست؛ بلکه عاملی است که در نهایت به قیمت کالاهای مصرفی، مواد اولیه، محصولات صنعتی و حتی مواد غذایی منتقل می‌شود. به همین دلیل، هرگونه افزایش ریسک در خلیج فارس می‌تواند زنجیره‌ای از افزایش هزینه‌ها را در اقتصاد جهانی ایجاد کند.
واشنگتن‌پست در ادامه گزارش خود، فروپاشی تفاهم را شکستی مهم برای ترامپ توصیف کرده است؛ زیرا او توافق اولیه را گامی برای جلوگیری از گسترش جنگ و تثبیت امنیت تنگه هرمز معرفی کرده بود. از نگاه این روزنامه، اکنون نه‌تنها هدف بازگشایی امن این آبراه راهبردی با ابهام روبه‌رو شده، بلکه مذاکرات هسته‌ای و گفت‌وگوها درباره کاهش تحریم‌ها نیز در وضعیت نامشخصی قرار گرفته است.
این گزارش همچنین به اختلاف روایت تهران و واشنگتن از روند مذاکرات اشاره می‌کند. ترامپ مدعی است ایران پس از دستیابی به توافق‌های اولیه، در مواضع علنی خود مفاد مذاکرات را انکار کرده و همین موضوع اعتماد میان دو طرف را از بین برده است. در مقابل، مقام‌های ایرانی آمریکا را مسئول تشدید بحران می‌دانند و معتقدند واشنگتن با اقدامات اخیر خود، زمینه تداوم تفاهم را از بین برده است.
اقتصاد جهان در برابر سه سناریو
در شرایط کنونی، اقتصاد جهان بیش از آنکه در انتظار وقوع یک جنگ جدید باشد، در حال ارزیابی سه سناریوی متفاوت است؛ سناریوهایی که هر کدام می‌توانند مسیر بازارهای جهانی را در ماه‌های آینده تغییر دهند.
سناریوی نخست، بازگشت دوباره طرفین به میز مذاکره است؛ هرچند اظهارات اخیر ترامپ فضای سیاسی را ملتهب کرده و اقدامات نظامی آن بر شدت بحران افزوده است به طوری که مذاکرات اخیر در مسقط هم راه به جایی نبرده و انتظارات طرفین را برآورده نکرده است. در این سناریو، بازارها پس از یک دوره نوسان، به تدریج آرامش خود را بازیافته و قیمت نفت نیز بخشی از افزایش اخیر خود را اصلاح خواهد کرد.
سناریوی دوم، ادامه وضعیت فعلی و تداوم تنش‌های کنترل‌شده است؛ وضعیتی که نه به توافق منجر می‌شود و نه به جنگ مستقیم. بسیاری از تحلیلگران این سناریو را محتمل‌تر می‌دانند. در این حالت، اقتصاد جهان با ریسک مزمن اما قابل مدیریت روبه‌رو خواهد بود؛ قیمت انرژی در سطوحی بالاتر از میانگین ماه‌های گذشته باقی می‌ماند، هزینه حمل‌ونقل دریایی افزایش می‌یابد و شرکت‌های بین‌المللی با احتیاط بیشتری در منطقه سرمایه‌گذاری خواهند کرد.
اما سناریوی سوم، بازگشت درگیری‌های نظامی است؛ سناریویی که هرچند هنوز احتمال وقوع آن پایین‌تر از دو سناریوی دیگر ارزیابی می‌شود، اما بیشترین نگرانی را برای بازارهای جهانی ایجاد کرده است. در صورت وقوع چنین شرایطی، نخستین بازارهایی که واکنش نشان خواهند داد، بازار نفت، طلا، ارز و حمل‌ونقل دریایی خواهند بود و در ادامه، موج جدیدی از تورم می‌تواند بسیاری از اقتصادهای جهان را درگیر کند.
محاصره دریایی، هرمز و بازگشت ریسک مزمن به اقتصاد جهان
در کنار نگرانی‌ها درباره آینده دیپلماسی، برخی گزارش‌های رسانه‌ای از احتمال تغییر رویکرد واشنگتن در قبال ایران خبر می‌دهند. شبکه سی‌ان‌ان به نقل از برخی منابع اسرائیلی گزارش داده است که دولت ترامپ ممکن است به جای حرکت به سمت یک جنگ تمام‌عیار، سیاست «حداکثر محاصره دریایی» علیه ایران را در دستور کار قرار دهد که در صورت تحقق، می‌تواند فشار بر تجارت و حمل‌ونقل دریایی منطقه را افزایش دهد.
چنین رویکردی از نگاه اقتصاددانان، حتی بدون وقوع جنگ مستقیم نیز می‌تواند تبعات اقتصادی گسترده‌ای به همراه داشته باشد. زیرا محدود شدن تردد دریایی یا افزایش ریسک حمل‌ونقل در خلیج فارس، به طور مستقیم بر هزینه تجارت جهانی و قیمت انرژی اثر می‌گذارد. بر این مبنا و با انجام سومین دور از حملات ارتش تروریستی آمریکا به خاک جمهوری اسلامی ایران، بر اساس بیانیه که بامداد یکشنبه از سوی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی صادر شد، به سبب مداخله غیرقانونی بیگانگان، تنگه هرمز تا اطلاع ثانوی و تا پایان مداخلات آمریکا در این منطقه بسته و هیچ شناوری اجازه تردد نخواهد داشت.
بر این اساس باید هشدار اقتصاددانان را بار دیگر متذکر شد که کاهش شدید تردد کشتی ها و توقف آنها در تنگه هرمز بی تردید ضربه تازه‌ای به بازار انرژی وارد می‌کند؛ بازاری که طی سال‌های اخیر، از همه‌گیری کرونا تا جنگ اوکراین و بحران‌های ژئوپلیتیکی، بارها با اختلال در عرضه مواجه شده است.
در چنین شرایطی، نگرانی اصلی بازارها نه تنها کاهش احتمالی عرضه نفت، بلکه افزایش هزینه بیمه نفتکش‌ها، طولانی شدن مسیرهای حمل‌ونقل و اختلال در زنجیره تأمین جهانی است. تجربه بحران‌های گذشته نشان داده است که حتی کاهش محدود در تردد کشتی‌ها در آبراه‌های راهبردی می‌تواند اثرات قابل توجهی بر قیمت انرژی و کالاها داشته باشد. صندوق بین‌المللی پول نیز در ارزیابی تازه خود هشدار داده است که بازار جهانی نفت احتمالاً در کوتاه‌مدت به شرایط پیش از عملیات نظامی علیه ایران باز نخواهد گشت و تداوم تنش‌ها می‌تواند قیمت‌های بالاتر انرژی را به یک واقعیت پایدار تبدیل کند.
اگر این پیش‌بینی محقق شود، اقتصاد جهانی با پیامدهایی فراتر از افزایش قیمت نفت روبه‌رو خواهد شد؛ زیرا نفت گران‌تر به معنای افزایش هزینه تولید، تشدید فشارهای تورمی، کند شدن روند کاهش نرخ بهره توسط بانک‌های مرکزی و در نهایت کاهش رشد اقتصادی در بسیاری از کشورها خواهد بود. در همین حال، وبگاه آمریکایی اکسیوس به نقل از برخی مقام‌های آمریکایی مدعی شده است که مناقشه کنونی به نبردی باز و بدون افق مشخص بر سر یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های انرژی جهان تبدیل شده است. این گزارش تأکید می‌کند که تشدید تنش‌ها ممکن است چند روز، چند هفته یا حتی چند ماه ادامه یابد که می‌تواند نااطمینانی را به مهم‌ترین متغیر اثرگذار بر بازارهای جهانی تبدیل کند.
اقتصاددانان معتقدند در چنین فضایی، حتی اگر جنگ گسترده‌ای رخ ندهد، استمرار نااطمینانی می‌تواند به اندازه یک درگیری نظامی پرهزینه باشد. سرمایه‌گذاران در شرایط ابهام، تصمیمات خود را به تعویق می‌اندازند، شرکت‌ها پروژه‌های جدید را متوقف می‌کنند و بازارهای مالی با نوسانات بیشتری مواجه می‌شوند. به همین دلیل، برخی تحلیلگران بر این باورند که ریسک اصلی پیش‌روی اقتصاد جهان، نه وقوع یک جنگ کوتاه‌مدت، بلکه ورود به دوره‌ای طولانی از بی‌ثباتی در خلیج فارس و تنگه هرمز است؛ وضعیتی که می‌تواند بازار انرژی، تجارت جهانی و چشم‌انداز رشد اقتصاد بین‌الملل را برای ماه‌ها تحت تأثیر قرار دهد.
پایان تفاهم میان ایران و آمریکا، صرفاً پایان یک توافق سیاسی نیست؛ بلکه رویدادی است که می‌تواند بار دیگر «ریسک ژئوپلیتیکی» را به یکی از مهم‌ترین متغیرهای اثرگذار بر اقتصاد جهان تبدیل کند. افزایش قیمت نفت، رشد هزینه حمل‌ونقل دریایی، فشار بر زنجیره تأمین، افزایش انتظارات تورمی و احتیاط بیشتر سرمایه‌گذاران، نخستین پیامدهای چنین وضعیتی خواهد بود. برای اقتصاد ایران نیز مهم‌ترین تهدید، نه فقط افزایش فشارهای خارجی، بلکه احتمال بازگشت انتظارات تورمی و کاهش اطمینان فعالان اقتصادی است. در چنین شرایطی، موفقیت سیاست‌گذاران بیش از هر زمان دیگری به توانایی آنها در حفظ ثبات اقتصاد کلان، مدیریت بازارها و جلوگیری از تبدیل یک بحران سیاسی به یک بحران اقتصادی بستگی دارد.

انتهای خبر/


کد مطلب: 11387

آدرس مطلب :
http://karafarinannews.ir//news/11387/اقتصاد-جهان-بهای-نقض-توافق-اسلام-آباد-می-پردازد

کارآفرینان نیوز
  http://karafarinannews.ir/