شهیدان دلایل بسیاری برای حضور در جبهههای حق علیه باطل در وصیتنامههایشان بیان کردهاند. یکی از اشارات آنها تاسی به قیام عاشورا و امام حسین (ع) بوده است. آنها ضمن تاسی به سیدالشهداء(ع) بر ادامه راه این امام همام تاکید کردهاند.

آنچه شهیدان درباره قیام عاشورا گفتند
2 تير 1405 ساعت 11:47
شهیدان دلایل بسیاری برای حضور در جبهههای حق علیه باطل در وصیتنامههایشان بیان کردهاند. یکی از اشارات آنها تاسی به قیام عاشورا و امام حسین (ع) بوده است. آنها ضمن تاسی به سیدالشهداء(ع) بر ادامه راه این امام همام تاکید کردهاند.
به گزارش کارآفرينان نيوز در بخشی از وصیتنامه شهید علیرضا درزابی میخوانیم: ... بر مظلومیت مولایم حسین (ع) گریه کنید که مظلومانه به دست نامردمان شهید شد و بعد از شهادت پیکر مبارکش غریب تشییع شد و گریه کن نداشت. من قطره ناچیزی از یک دریای بیکران هستم که در راه حسین توفیق شهادت یافتهام.
شهید علیاکبر حسنی در وصیتنامه خود از مکتب امام حسین یاد کرده و نوشته است: برادران مهربانم، راه مکتب مرا که همان مکتب امام حسین (ع) است، ادامه دهید و حال، شما خواهرانم مسو،لیت سنگینی دارید و از شما میخواهم که راه زینب را ادامه دهید و در شهادت من صبور و کوشا باشید... .
در بخشی از وصیتنامه نعمت شهابی هم میخوانیم: برادران و خواهران من، بدانید که من آگاهانه در این راه قدم نهادهام چرا که خون سرخ شهیدان از هابیل تا حسین (ع) تا شهدای کربلای جنوب و غرب ایران صدایم میزنند که چیست تو را؟ برای چه نشستهای؟ آخر ما مسلمانیم، امام ما حسین (ع) است.
شهید یدالله کریمی هم مینویسد: امیدوارم شما هم مانند حضرت عباس(ع) که آخرین قطره خون خود را به پای رهبرش امام حسین(ع) ریخت، تا آخرین قطره خون خود از حسین زمان حمایت کنید.
شهید علی محمد شمسی نیز در فرازی از وصیتنامهاش مینویسد: خواهر و برادر مسلمانم، علی (ع) فرقش شکافته شد و زهرای اطهر(س) پهلویش شکسته شد؛امام حسن (ع) وامام حسین (ع) و سایر ائمه اطهار (ع) در طول زندگی دردهای زیادی را تحمل کردند تا ما مسلمانان از آنها پیروی کنیم و راهشان را ادامه دهیم و چون آزاد مردان، سربلند زندگی کنیم ... .
شهید محمداسماعیل رحمتی در وصییتنامه خود نوشته است: من با کمال آزادی خاطر، این راه را که همان راه سرخ امام حسین (ع) است، انتخاب کردم.
شهیدمحمدجلیل علیزاده نیز آورده است: این انقلاب تداوم انقلاب حسین (ع) است. شهدای ما هم دست کمی از شهدای کربلایی حسین ندارند.
شهید عباس گنجی نیز در قسمتهایی از وصیتنامهاش نوشته است: شما همانطور که تا به حال صدای«هل من ینصرنی»امام را لبیک گفتهاید و ثابت کردهاید که ما اهل کوفه نیستیم که حسین را تنها بگذاریم، برای امام حسین (ع) و زن و بچههای او و اسیری زینب (س)گریه کنید که امام حسین (ع) از تشنگی در صحرای کربلا شهید شد.امام حسین (ع) فرمودهاند:شهادت یک مرتبه است... .
شهید رضا زارع هم نوشته است:«ای قافلهدار کربلا صبر کن که قافله پیر جماران دارد میآید، این قافله ما فریاد میزند که حسین جان ما مثل تو وارد جنگ شدیم. حسین جان، ظالمانه، جنگ را به ما تحمیل کردند، اما حسین جان ما مثل تو جنگ را تمام میکنیم. حسین جان همه آرزوی زیارت دارند، همه آرزوی شهادت دارند. آیا دیدهاید شهیدان خدائی را، آیا اینها نمیدانستند که اینگونه خواهند شد؟... اما عشق حسین و نور ایمان مگر میگذارد که در خانهها بمانند.
شهید حبیب فتاحی در بخشهایی از وصیتنامه خود آورده است:من به ندای امام حسین (ع) جواب دادم، در آن هنگام که امام حسین (ع) در آخرین لحظات ندای تاریخی «هل من ناصر ینصرنی»، آیا کسی هست که مرا یاری کند، را سر داد، کسی به این ندا پاسخی نداد و حالا میبینم چه کسانی به ندای او لبیک می گویند و در راه حسین (ع) میروند... .
شهید غلامرضا جعفریان نیز آورده است: «شهدا گلهای رسیده حسینند،چون حسین صاحب گلهاست، میدانم غم جدایی از فرزند برای هر کسی سخت و سنگین و ناراحت کننده است. اما لحظهای برو گوشه کربلا ببین چه خبر است؟،علیاصغر روی دست حسین (ع)،جان میدهد،در کنارش علیاکبر، قاسم و جعفر، پس نباید شما ناراحت شوید، چون افتخاریست بس بزرگ که نصیبشان شده است... .
شهید یعقوب مهدیزاده در بخشی از وصیتنامه خطاب به مادر خود مینویسد:مادرم، عشق حسین مرا بدین وادی کشانده، نباید حسین را تنها گذاشت و باید به یاریش شتافت.لحظهای فکر کن و کربلا را به یاد آور و اباعبداللهالحسین (ع) را که تنها ۷۲ نفر به او پیوستند تصور کن. و امروز لحظات حساسی است و امام نیز فرزند او و از تبار حسین (ع) است.
انتهای خبر/
کد مطلب: 11262